آشنايی با انجمن 

در اساسنامه انجمن آمده است:

انجمن هنر در تبعيد تا حد امكان به معرفي آثارهنرمندان، نویسندگان و شاعران تبعيدي و مهاجر از هر مليتي كه نمی  توانند و يا مايل نيستند به دلايلي چون سانسور، اختناق، تبعیض و …  به موطنشان بازگردند وبا رژيم های زورگویشان به هیچ گونه کنارنمی آیند و در نتيجه عطاي كمكهاي رژيم هاي سانسور گر حاكم بر كشورشان را به لقايشان بخشيده اند، در خارج از كشورهایشان و به ويژه در فرانسه كمك مي كند.

از اهداف انجمن مبارزه با سانسور گران در داخل و خارج از كشورهااست.

انجمن بر این باوراست که : هيچ هنرمند، نویسنده یا شاعری نمی بايد اخته یاشد و اثرش را در اختيار زورگويان و قلدران بگذارد و در نتيجه نقش ميمون و حيوانات هنرمند سيرك رژيم هاي مستبد را بازي كند، بر عكس می باید در حد امكان، از خلاقيتش براي رسوا كردن اين رژيم ها سود جويد و صدای متعهد،  معترض  و رسای مردم کشورش باشد و اصطلاح هنر برای هنر ( هنر ناب!!) را به برخی از هنرمندان کشورهای مرفه با رژيم های دموکراتیک وا گذارد . 

انجمن اعتقاد راسخ دارد که : هنرمند، نویسنده یا شاعر بايد كاملا مستقل بوده و به دور از زد و بندهاي سياسي رژيم ها، گروهها و سازمان هاي سياسی باشد تا بتواند  با دید انتقادی به مسایلی که در میهنش میگذرد نگاه کرده و بی واهمه عقایدش را  بیان کند.

انجمن ضمن احترام به عقايد گونه گون گروههاي مخالف رژيم هاي زورگو، از آنان توقع دارد كه به استقلال انجمن هنر در تبعيد، هنرمندان، نویسندگان و شاعران مستقل ارج گذاشته و از آنان حمايت كنند. 

انجمن هنر در تبعيد تاكنون هفده جشنواره تئاتر و هنرهاي نمايشي ايران در تبعيد ( گوهر مراد) ، چهارده جشنواره سينماي ايران در تبعيد، يك روز با سينماي ايران در تبعيد در پاريس، شش جشنواره فرهنگ و هنر بر ضد خشونت، نژاد پرستی، تبعیض و جنگ و چندین نمایش و شبهای ادبیات و سینما و…  را در پایس و شهرهای دیگر فرانسه (لیون، لیموژ، نانت و … کشور استونی)،  با موفقيت  برگزار كرده است.  يك برنامه يك ساعته راديويي هفتگي ( اين برنامه كه بصورت رايگان از سوي راديوي انجمن هاي خارجي  در اختيار انجمن هنر در تبعيد قرار گرفته دوشنبه ها در پایس و حومه مستقیما، و ﭘﺳس  به مدت دو هفته بر روي سايت انجمن قابل شنيدن است)، انتشار شانزده شماره نشريه فرهنگي هنري درنگ ( که به دلیل نداشتن بودجه متوقف شد) و سايت انترنت،  ترجمه ی تعداد زیادی از آثار نویسندگان، شاعران وهنرمندان مترقی و معترض در تبعید، ترجمه و زیرنویسی فیلم های اپیتاف (زنان روسپی) و محاکمه ازکارهای با ارزش مسلم منصوری و کلیپ وترانه سیاهپوشان، به فرانسه و فیلم کوتاه “اینجا خاوران است” در كارنامه ي فعاليت هاي انجمن، انجمن هنر در تبعيد را بي ترديد در شمار فعالترين انجمن هاي ضد سانسور گيتي قرار داده است.  

انجمن هنردرتبعيد به هیچ گروه و دسته سیاسی وابسته نیست و فقط به پشتیبانی دوستداران فرهنگ و هنرآزاد، تماشاگران، هنرمندان و مردمان آزاده و بی ادعا متكی است 

artenexil2

گفتگوی برنامه رادیویی زیر آسمانی دیگر با (ویکتور) جواد دادستان، مدیر انجمن هنر در تبعید 

( برای آشنایی بیشتر با فعالیت های انجمن…)

 

پرسش:

اقای دادستان خسته نباشید. اگر امکان دارد در باره ی فعالیت های اخیر انجمن هنر در تبعید بگویید.

پاسخ:

انجمن در ماه های مارس و آوریل  دو جشنواره برگزار کرد: پنجمین جشنواره ی سینمای ایران در تبعید و سومین جشنواره ی

سه روز فرهنگ و هنر بر ضد خشونت٬تبعيض و نژادپرستي (

که هر دو جشنواره با موفقیت برگزار شد.

پرسش:

با جشنواره ی سینما شروع کنیم. چند روز طول کشید و چند فیلم در برنامه بود؟

پاسخ:

چهار روز با سی فیلم کوتاه و بلند از کارگردانان ایرانی و غیر ایرانی مقیم اروپا، آمریکا و کانادا.

پرسش:

سال پیش شما از هنگ کنگ و مکزیک هم فیلم داشتید؟ دلیل خاصی داشت؟:

پاسخ:

سال پیش من برای همه از طریق آدرس های میل پیام فرستادم و نتیجه این شد که دیدید از همه جای   دنیا فیلم داشتم  ولی امسال ابتدا برای ایرانیها پیام جستجوی فیلم فرستادم که بازهم تقریبا از بسیاری از کشورها بیش از پنجاه فیلم رسید و برنامه پر شد تا جایی که در آخرین لحظه ها  سه سئانس به برنامه ها اضافه کردم.

پرسش:

پس چرا جشنواره را مثلا در هفت روز یا بیشتر برگزار نمی کنید، اگر این همه درخواست هست.

پاسخ:

چرا؟ چون انجمن هنوز پس از برگزاری پانزده جشنواره و فعالیت های دیگر بودجه برای اجاره ی یک دفتر و یا استخدام کارمند ندارد… ولی با همه ی این مشکلات و محدودیت های مالی، مخارج سفر (رفت و  آمد ) چندین سینماگر ایرانی ساکن کشورهای دیگر و چند سینماگر فرانسوی ساکن شهرهای فرانسه را پرداخت، اجاره سالن سینما و مخارج جنبی فستیوال، امکان برگزاری جشنواره را به مدت طولانی از من میگیرد و گرنه هرچه بخواهید فیلم خوب و متعهد هست.

پرسش:

هر نوع فیلمی را جشنواره قبول می کند؟

پاسخ:

نه هرنوع فیلمی را، فیلم های کارگردان های معترض و حساس به مسائل اجتماعی به ویژه اگر کار، کار یک کارگردان تبعیدی باشد. اکثر فیلم های جشنواره امسال همچون فیلم های سال های پیشین واکنش هایی بودند نسبت به تبعیض نژادی، سانسور، ستم هایی که بر زنان جهان میرود و …

پرسش:

گفته می شود که ایرانی های مقیم پاریس به دلیل اختلاف نظر با شما به جشنواره ها نمی آیند، مشتاق شنیدن جواب شما در این مورد هستم…

پاسخ:

این مورد که تازه گی ندارد، آنگونه که من شنیده ام بین هشت تا شانزده هزار ایرانی در پاریس و حومه ی آن زندگی می کنند، تصور کنید که همه ی این هموطنان با هدف های فستیوال های هنر در تبعید موافق باشند و از آن پشتیبانی کنند! چه خوشبختی از این بالاتر! اما متاسفانه این گونه نیست و من میتوانم چند نمونه از مخالفت ها که کم هم نیست، بگویم : یکی از آشنایان و همکلاسی های قدیم من و از اهالی سینما، ساکن پاریس که سابقه ی آشنایی ما به پیش از انقلاب می رسد نه تنها هیچگاه به جشنواره های تئاتر نمی آمد بلکه هنگامی که به وی برای مشورت برای برگزاری نخستین جشنواره سینمای ایران در تبعید مراجعه کردم اغراق نمی کنم بیش از یکساعت بد اخلاقی کرد که تو اصولا حق نداری جشنواره ی سینما بگذاری و به همان جشنواره ی تئاترت بپرداز … به او گفتم باشد اما مرد و مردانه بیا و تو این جشنواره را راه بینداز و من به تو کمک می کنم چرا که وجود یک جشنواره سینمایی در تبعید  در پاریس بسیار اهمیت دارد جایی که مرکز دلالان سینمایی، هنری و ادبیاتی تبلیغاتی جمهوری اسلامی است و تخته ی پرش بسیاری از هنرمندان،نویسندگان و شاعران مبلغ سانسور سازنده ی!!  رژیم بشمار می آید…. راستش تاکنون من دلیل مخالفت وی را با این جشنواره ها نفهمیده ام، خب متاسفانه مثل این آقا فراوانند، گروهی دیگر هم که اپوزیسیونند و با این که من شخصا در خلوص نیتشان کمترین شکی ندارم بین خودشان هم اختلاف نظر دارند ولی مایل هم نیستند که به کار یک انجمن مستقل از هر جریان سیاسی اهمیتی بدهند و پایشان را به ندرت به برنامه های ما می گذارند شاید بد نباشد که یک مثل دیگر برایتان بیاورم : شخصی که شماهم خوب می شناسیدش، در رژیم پیشین مدیر کل رادیوی یک استان مهم بوده، رئیس رادیو بوده، در تلویزیون پست بالایی داشته، و پس از انقلاب هم جزو معدود کسانی بوده که پاکسازی نشده ضمن این که از ادعای دوستی با روانشاد سعید سلطانپور،(همانند چند تن دیگر) برای خود احترام می خرد!!! عضو کمیته پشتیبانی از آقای اکبرگنجی است  و بنابر این نمی تواند ادعا کند که سیاسی نیست، ضمن این که هنوز هم حق التالیف چاپ کتاب و بازنشستگی اش را از تلویزیون جمهوری دموکراتیک!!! اسلامی می گیرد، چندسالی با جشنواره ی تئاتر همکاری و این گونه وانمود می کرد که با جشنواره های ما همراه و همدل است.  خودتان شاهد بوده و هستید که من برای همه ی هنرمندان متعهد و تبعیدی های واقعی مان تا چه حد احترام قائل هستم، برای معرفی ایشان به جامعه ی فرانسه، سنگ تمام گذاشتم (البته این را جزیی از وظایف انجمن می دانم) ، و طبیعتا در یکی از فستیوال ها برای  بزرگداشت از دانش هنری ایشان جلسه گذاشتم، اما در مقابل این هنرمند چرب و نرم زبان و فرصت طلب در مقابل این همه احترام و اعتماد چه کرد؟ سال بعد همزمان با جشنواره ی تئاتر ایران در تبعید (گوهرمراد) برنامه گذاشت، با دلالان هنری رژیم همکاری کرده و می کند و آخرین شاهکارش برنامه گزاری برای جعفر پناهی است که فیلمش را به لطف و مرحمت رئیس جمهور جدید و به قول خودشان فاشیست (و نه در زمان خاتمی دموکرات!!!)، در فستیوال سینمایی فجر نمایش دادند… خب آیا شما هنوز انتظار دارید که من باید به این گونه افراد بی اخلاق و بی پرنسیپ برخوردی دوستانه داشته باشم،همراهی کنم و باز هم سرویس بدهم ؟  آیا باید گفت چون این حضرات، هنرمندان، نویسندگان، شاعران، پزشکان، دانشمندان بزرگی هستند و دانششان اهمیت دارد نه اخلاقشان، و چون این بیچاره ها مجبورند در خدمت اربابشان باشند و گر نه حقوقشان قطع می شود و در ممالک آزاد برای آبجو خوریشان پول کم می آورند !!! چه اشکالی دارد که احترامشان را حفظ کنیم و در خدمتشان باشیم، چه اشکالی دارد که آنها دانششان را در خدمت رژیم آپارتاید و کوکلس کلان، رژیمی که بیست و هشت سال آزگار است که با مردم ایران در همه ی زمینه ها در جنگ است، بگذارند و  من تبعیدی چشمم کور، زبانم لال و گوشم کر، از کنار همه ی این نامردمی ها، بی انصافی ها و پستی ها بگذرم و به این آرایشگران چند چهره، هزار آفرین بگویم که جمهوری اسلامی برای خوش رقصی شان تکه استخوانی هم جلوی آنها می اندازد!!! در این صورت باید به روسای زندانها، شکنجه گران،آرشیتکت هایی معتمد که زندان ها و سفارت خانه ها را می سازند و … و  پزشکانی که مورد اعتماد رژیم هایی از این دست هستند ودست و پای دزدان خرده پا را با آخرین متدهای پزشکی قطع می کنند یا پزشکان معتمد که طبیعتا به معالجه سران این رژیم ها مشغولند و اجبارا تماسشان با بیماران معمولی قطع شده است و در داخل و خارج به کار بساز و بفروشی زمین و خانه، دلار و یورو سخت مشغول!!! دست مریزاد گفت چون نقش شان را به خوبی اجرا می کنند و کارشان را به نحو احسن انجام میدهند، چه کنند اگر نکنند، به این دلیل که مجبورند … و گرنه از گرسنگی خواهند مرد!!! و یا اگر این ها نکنند کسانی دیگر هستند که این وظایف را به عهده بگیرند !!!از قدیم گفته اند : کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز، و شاید بیراه نباشد که به این آدم نما ها این شعر  سعدی را دائما یادآوری کرد:

تو کز محنت دیگران بیغمی        نشاید که نامت نهند آدمی …

گروه دیگری هم هستند که با آگاهی از کمبودها  و مشکلات در برگزاری جشنواره ها، چشم بر عیب های جشنواره ها می بندند و اگر انتقاد سازنده ای هم می کنند خالصانه است و سال هاست که با حضورشان در  جشنواره ها، موجب دلگرمی ام می شوند و خود شما شاهد بودید که از همان شب گشایش، استقبال خوبی  از جشنواره کردند … هرچند که من همیشه گفته ام هدف از برگزاری این برنامه ها بیشتر، دادن آگاهی به فرانسوی هاست و گر نه هموطنانمان برانچه که بر میهنمان می رود کاملا آگاهند … من اعتقادم بر این است که در هر برنامه، حتی اگر یک فرانسوی بر مصایب ایرانیان آگاه شود من کارم را انجام داده ام …

پرسش:

برخورد رسانه های ایرانی خارج کشور با جشنواره ها را چگونه ارزیابی می کنید؟

پاسخ:

اکثر آنها که بیشتر رسانه های انترنتی هستند و خوشبختانه خواننده هم زیاد دارند برای کار تبعیدی ها ارزش قائلند و بی هیچ چشمداشت مالی (با توجه به مخارج نگهداری سایت هایشان) خبرهای ما را چاپ می کنند …

پرسش:

در نشریاتی چون کیهان یا نیمروز و شهروند سال هاست که خبری از کارهای شما نیست … دلیلی دارد؟

پاسخ:

اگر روزی خبری در این ها چاپ بشود (بی غرض ورزی!) جای تعجب فراوان دارد! یکی دوسال اول مطالبی در هر سه نشریه چاپ شد که آن هم به لطف آشنایی ها یا دخالت  این هنرمند یا آن دوست بوده که در کیهان یا نیمروز اشاره ای به کارهای هنرمندان تبعیدی شده است … اخیرا یک شماره از کیهان لندن به دستم رسید… در صفحه ی هنر این نشریه هفت خبر هنری بود که از میان آنها فقط یک خبر مربوط به فعالیت های یکی از هنرمندان مقیم خارج از کشور بود … خب این به معنی این است که هنرمند تبعیدی عزیز! اگر پول داری بیا جلو و گرنه برو کشکت را بساب و مزاحم کسب و کار ما نشو !!!

پرسش:

رسانه های غیر ایرانی چه عکس العملی دارند ؟

پاسخ:

بسیار خوب! امسال پیش از شروع جشنواره ی سینمای ایران در تبعید و برای نخستین بار، یکی از تلویزیون های فرانسه با من گفتگویی نیم ساعته داشت، به جز این سایت های فرانسوی زبان بلژیک و فرانسه و یک سایت ایتالیایی و چند نشریه نوشتاری چون لوموند به این فستیوال پرداخته بودند، و همچنین چندین رادیوی معتبر فرانسوی (فرانس کولتور، فرانس انتر، فیپ و …) و دو رادیوی فارسی زبان خارج از کشور که باید از همه ی آنها سپاسگزاری کنم…

artenexil2 

یک پرسش و یک پاسخ :

 

گفتگو برنامه رادیویی زیر آسمانی دیگر با جواد (ویکتور) دادستان مدیر هنری انجمن هنر در تبعید

( برای آشنایی بیشتر با فعالیت های انجمن…) !

پرسش :

در سایت خبرگزاری بی بی سی خبری در رابطه با ششمین جشنواره تئاتر وهنرهای نمایشی ایران در تبعید _گوهر مراد) آمده است که طبق نظر خبرنگار این خبرگزاری در سالهای اخیر میزان استقبال از این جشنواره ها کمتر شده است چون چهره های تئاتری مشهور ایرانی در ان شرکت نمی کنند …  نظر شما در این مورد چیست ؟

پاسخ :

آقای خبرنگار بی بی سی هربار و در مورد هر جشنواره ی ما همین نظر را دارند… یک مثال بزنم … دو سال بیش در جریان برگزاری فستیوال سینما در تبعید و به محض این که در یکی از سئانس ها فیلمی شروع شد … ایشان با یک نفر دیگراز سالن نمایش بیرون رفتند … چند روز بعد یکی از دوستان برای من گزارشی را که در سایت های دولتی و داخل کشوری و به نقل از خبرگزاری بی بی سی چاب شده بود فرستاد…  در این گزارش که بازتاب خبر بی بی سی بود آمده بود که در جریان نمایش فیلمی از … عده کثیری از تماشاگران سالن نمایش رابه عنوان اعتراض  به نمایش این فیلم ترک کردند … به نظر شما دو نفر  عده کثیر می شود ؟ … و حال خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل … که این آقا  قبل از شروع جشنواره اولین سئوالشان همین بود که این سالهای اخیر میزان استقبال از این جشنواره ها کمتر شده است و دیگر این که چرا چهره های تئاتری مشهور ایرانی در ان شرکت نمی کنند … من بلافاصله به ایشان گفتم آقای عزیز جشنواره که هنوز شروع نشده است و خوشبختانه سالن نمایش در همان برنامه افتتاحیه و بعد از برنامه گشایش براي يك نمايش  ( كه دو ساعت بعد شروع مي شد) کاملا پر شد …یعنی میخواهم بگویم که ایشان با یک نوع پیش قضاوتی مخصوص به خود و هم فکرانشان به جشنواره های ما تشریف می آورند … و من خوشبختانه تحملم در مقابل انتقاد از نوع مغرضانه آن زیاد است و اگر هربار از هر انتقادی نگران و ناراحت می شدم که تاکنون جشنواره ها تعطیل شده بودند ضمن این که من برای خوشایند بی بی سی یا شخص بخصوصی(حتي بزرگترين و مشهورترين هنرمند ايراني يا غير ايراني) جشنواره یا برنامه نمی گذارم ( چون اشخاص می آیند و میروند !! و در میانشان افراد فرصت طلب و بی پرنسیب هم پیدا میشوند !!) … و به عنوان یک هنرمند ایرانی نبعیدی خود من تا قبل از سال اول برگزاری جشنواره تئاتر با این بزرگان هنرمند هموطن هیچگونه آشنایی نداشتم  و بیشتر به یمن این جشنواره ها دوستی و آشنایی بین هنرمندان ایرانی در تبعید و ایرانی های مقیم پاریس و فرانسویها ایجاد شد و از این بابت به خود و هنرمندان همکارم می بالم  … اما در یک مورد با نظر خبرنگار بی بی سی کاملا موافقم و آنهم این است که استقبال طرفداران گروه های سیاسی مخالف رژیم و طرفدار آزادی بیان مقیم پاریس از برنامه های ما بسیار بسیار ناچیز است ( که این در ضمن نشانه بسیار خوبی از استقلال انجمن هنردرتبعید است)،و مثلا با اینکه این جشنواره به زنان دنیا و به ویژه به زنان ایرانی تقدیم شده بود، (در جریان نمایشی که به وسیله یک خانم کارگردان یونانی و یک خانم خواننده ایتالیایی بر اساس اعدام عاطفه رجبی همان دختر شانزده ساله ای که به جرم فحشا اعدام شد به صحنه آمده بود)، فقط یک خانم ایرانی در سالن حضور داشت و بقیه تماشاگران که تعدادشان زیاد هم بود غیر ایرانی بودند !!!  این داستان در مورد زنان و مردان افغان هم صدق می کند و باور کردنی نیست که در تمام برنامه های مربوط به وضعیت زنان افغان در جشنواره های سینما و تئاتر تاکنون فقط یک مرد افغان حضور داشته است !!! ) … هموطنان دوم خردادی را که اصولا نباید به حساب آورد چون تکلیفشان با ما کاملا روشن است انها سالن های نمایش و فیلم و کنسرت و تئاتر رژیمشان را بر می کنند و حق هم دارند که به هر شکلی مخالفتشان را با ما نشان بدهند چون به هر صورت سرنوشتشان به سرنوشت رژیم گره خورده است  …. البته من در این موارد حرف بسیاردارم ولی خیلی خلاصه و کوتاه بگویم که به اعتقاد من اصولا هر حرکتی که بتواند فرنگی ها را با فرهنگ وهنر و هنرمند و نویسنده و شاعر تبعیدی و معترض ایرانی آشنا کند مثبت است به ویزه در فرانسه که همه نوع تسهیلاتی کاملا در اختیارهنر و فرهنگ صادراتی و کارمندان و کارگزاران ریز و درشت محلی رژیم بوده و مردم این مملکت  قبل از برگزاری جشنواره های انجمن هنر در تبعید نمیدانستند هنرمند ایرانی از نوع تبعیدی اش وجود دارد واطلاعاتشان راجع به اوضاع فرهنگی و هنرمندان خارج از کشور به کانون ها و انجمن های وابسته به رژیم محدود می شد و من فکر می کنم که از این بابت برنامه های ما امسال حتی از سالهای قبل موفق تر بوده و همانطور که خود شما در انجا حضور داشتید و دیدید که در برنامه افتتاحیه امسال تعداد تماشاگران تقریبا دو برابر  جمعیت تماشاگران سال قبل بودند و اکثریت هم با فرانسوی ها بود … با در نظر گرفتن این نکته که ساعت و روز شروع برنامه بسیار بسیار  نامتناسب بود (بنجشنبه ساعت شش بعد از ظهر)،و دیگر اینکه  هدف من از برگزاری این جشنواره معرفی و شناساندن هنرمندان بسیار با استعداد تبعیدی کمتر شناخته شده به فرانسوی ها است  و گرنه هنرمندان صاحب نام و مشهور که خوشبختانه به من و این جشنواره های من احتیاجی ندارند هرچند که در میان هنرمندان شرکت کننده در جشنواره امسال چندین هنرمند بسیار قدیمی و مشهور تئاتر ایرانی و فرانسوی به جشنواره رونق داده اند. و اما اخرین نکته این که …  با این که چند رادیو، نشریه و سایت انترنت فارسی زبان خارج از کشور و مثلا مدعی آزادی که احتیاجی به نام بردن از آنها نیست ازجشنواره  های ما به هیچ وجه حمایتی نمیکنند و در عوض هر چه بخواهید در حمایتشان از هنرمندان صادراتی و وابسته به رژیم – بسیار دست و دلبازند … ولی  خوشبختانه جشنواره های ما در روزنامه ها و نشریات  بسیار معتبر فرانسه  چون فیگارو –  ژورنال دو دیمانش – هور شام و کساندر و عیره و رادیو های سرتاسری چون فرانس انتر –فرانس کولتور – فرانس موزیک و رادیوهای اف ام چون فیپ – رادیو لیبرتی – فرکانس پاری پلوریل  و… و غیره جای خودشان را باز کرده اند …   در اینجاست که باید به سایت ها، نشریات و رادیوها و خلاصه به رژیمی ها گفت : زمستان می رود اما روسیاهی به شما خانمها و آقایان و ذغال می ماند ….

 

Pin It

Comments are closed.